![]() |
![]() |
|
| توکه یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که توباشی و مرا غم ببرد |
|
دوست داشتن مي ده عشق، صداي فاصله ها، فاصله هايي كه غرق ابهامند. عشق، تنها دردي است كه بيماربدنبال علاج نيست، زيرا درد عشق براش مطلوبتراز سلامتيه
پيوند داد مي شود در باغ همپاي نسيم به شقايق يك سبد لبخند داد مي شود با بال سرخ عاطفه تا فراسوي افق پرواز كرد مي شود با ياري حسي لطيف عشق را با يك تپش آغاز كرد
كه چشمهاي قشنگش را به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت و شعرهاي خوشي چون پرنده ها ميخواند دلم براي كسي تنگ است كه همچو كودك معصومي دلش براي دلم مي سوخت و مهرباني را نثار من ميكرد دلم براي كسي تنگ است...... |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 20:7 توسط طراوت |
|
سلام دوستان خوبم !!!! حالتون كه خوبه . اي من هم بد نيستم . واي كه نمي دونيد چقدر دلم براتون تنگ شده برگرديم به همون نامردايي كه مارو به كلي فراموش كردن اگه هم دير به دير ميام نت فقط به خاطر درسام دليلش اين نيست كه شماهارو فراموش كردم ........ نظر يادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:15 توسط طراوت |
|
امشب کنار پنجره دل نگران نشسته ام ومنتظر: منتظر کسی که فانوس تنهایی مرا روشن کند تا آمدنش مرااز پس حصار تنهایی بیرون بیاورد تا غرق تاریکی خویش شوم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 11:15 توسط طراوت |
|
اي دل بسوز كه سوز تو كارها بكند سلامي به نواي بي نوايي ، سلامي به يكتا پرستي مجنون و سلامي به تمامي دلشكستگان عالم. در جهان پر فراز و نشيبت تنها به اين مي انديشم كه چرا انسانها قلب پر عاطفة ديگران را ابتدا تسخير مي كند و بعد ار كمي لذت بردن به بازي مي گيرند و سپس ترك مي كنند. چرا طبيعت بشريت اين گونه است كه هر كسي را به خاطر پول يا زيبايي بايد پرستيد مگر دلي كه صاف و بي آلايش با ارزشتر نيست به اين سوالي است كه بارها ازخودم كرده ام و بعد از كلي تفكر پشيمان از پاسخ او مي شوم و لحظه ها سكوت را بر مي گزينم ، گاه با خود مي گويم اي كاش عاشقی معادل کلامی یا نوشتاری نداشت تا هیچگاه آن را ابراز نمی کردیم.
نامیدانه به دل اه غریبانه کشیدم نا امیدی نکشیدی که بدانی چه از بس آه کشیدم زجهان سیر شدمکشیدم صورتم گرچه جوان است ولی پیر شدم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 17:2 توسط طراوت |
|
عشاق گمشده در خیابان ها با چشمان مرده در انتظار عکاسی هستند که عشق آنها را جاودان کند . چه شعری در چشمان آنها پنهان است ! در دستهایشان ، انگشتهایشان حتی در ژست خنده دار ایستادنشان وقتی که می دانند ، عکاسی هرگز نخواهد آمد و این لحظه با تمام شکوهش به فراموشی سپرده خواهد شد . نوشته از نسترن
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 20:49 توسط طراوت |
|
خدای من تور ادوست دارم وبه تو عشق می ورزم خدایا من یه فرشته هستم واز وجود تو آمدم من فرشته ی تنهایم خیلی چیزهارو بلد نیستم می خوام که به من یاد بدی که چه جوری عشق بورزم خدایا ............................................
دوستهای گلم خوبین منو همراهی کنید دیگه
دوستتون دارم همتون
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 16:27 توسط طراوت |
|
|
سلام دوستهای خوبم
من یک دختر جنوبی هستم . تازه کارم . نمی خواهید به من خوش آمدی بگید می خوام که بهم نظر بدید خوشحال می شم راستی اگه با ترانه خانوم آشنا هستید که نمی شناسید من آبجی باحاله و خوشکله هستم آبجیــــــــــــــــم خبر نداره که وب دارم . خیلی حرفــــــــــــــــــــــــــــــــ زدم خداحفظ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:40 توسط طراوت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم ...
اكنون كه بزرگيم چه دلتنگيم ... كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را ... مي توان از نگاهش خواند ... اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد ... و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 بهمن 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|